از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
هوا دلپذیر شد، گل از خاک بردمید پرستو به بازگشت زد نغمه امید *هوا، دلپذیر، گل، امید...
ابر بارانش گرفتهست نوشته شمیم بهار (اندیشه و هنر، ۱۳۴۴) با صدای گرم و دلنشین یونس تراکمه
📌 صوت نشست «جامعهشناسی و ایران معاصر» —دکتر یوسف اباذری آبان ۱۴۰۴، دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه تهران @tehransociology کانال علوماجتماعی سپنتا https://t.me/sepantasocialscience
ذوالفقار بیتانه آخرین بازمانده از بیتانههای معروفِ منطقهی فردوس در خراسان جنوبی بود که هم در ساخت ساز محلی دوتار توانایی و مهارت چشمگیری داشت و هم در نوازندگی و شوریدگی. بیتانه در موسیقی نواحی فردوس به صاحبِ پنچهی پرمایه شناخته میشد.
قسمت دوم نینوا حسین علیزاده *این قطعات تنها در اولین نسخهی نوار کاست نینوا منتشر شدند و در دورههای بعدی (چه کاست و چه سیدی) انتشار نیافتند.
ای کاش آب بودم گر میشد آن باشی که خود میخواهی. ــ آدمی بودن حسرتا! مشکلیست در مرزِ ناممکن. نمیبینی؟ ... میدانم میدانم میدانم با اینهمه کاش ای کاش آب میبودم گر توانستمی آن باشم که دلخواهِ من است. احمد شاملو ۳۰ شهریورِ ۱۳۶۸
گفتوگو دویچهوله فارسی با ابراهیم گلستان درباره کودتا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲: - دویچهوله: حالا شما میگویید این وقایع که خودتان شاهدش بودید، یک کودتا بود؟ - ابراهیم گلستان: پس چی بود خانم؟ عقد بود؟ عروسی بود؟ چی بود؟ - بعضیها میگویند این یک کودتا نبود چون عناصر کودتا در آن دخالت نداشت. بعضی میگویند یک حادثه بود. - حادثه بود؟ مثل حادثه اتومبیل؟
ما نیز... احمد شاملو ما نیز روزگاری لحظهای سالی قرنی هزارهای از این پیشتَرَک هم در اینجای ایستاده بودیم، بر این سیاره بر این خاک در مجالی تنگ ــ هم از این دست ــ در حریرِ تاریکی، در کتانِ روز در ایوانِ گستردهی مهتاب در تارهای باران در شادَرْوانِ بوران در حجلهی شادی در حصارِ اندوه تنها با خود تنها با دیگران یگانه در عشق یگانه در سرود سرشار از حیات سرشار از مرگ. ما نیز گذشتهایم چون تو بر این سیاره بر این خاک در مجالِ تنگِ سالی چند هم از اینجا که تو ایستادهای اکنون فروتن یا فرومایه خندان یا غمین سبکپای یا گرانبار آزاد یا گرفتار. ما نیز روزگاری آری. آری ما نیز روزگاری…
حسین علیزاده قطعه «سوگ» را در شبهای بمببارانِ تهران ساخت؛ وقتی از خیابانهای خلوت و غمزده تهران میگذشت، با خانههای ویرانی مواجه میشود که زنان و مردانِ سیاهپوشی بر روی خرابههای آنها راه میرفتند و دنبال آشنایان و بستگان خود بودند. بعدها حسین علیزاده این قطعه را به کامران کلهر (برادر کیهان کلهر) تقدیم کرد که او نیز در یکی از شبهای بمببارانِ تهران همراه با خانوادهش در میدان حر از بین رفتند.
داد و بیداد از این روزگار ماهو دادن به شبهای تار ای بارون.. بارون محمدرضا شجریان
رویای هستی بنان هستی چه بود؟ قصهی پر رنج و ملالی کابوس پر از وحشتی، آشفته خیالی..
زردها بیخود قرمز نشدند قرمزی رنگ نینداخته است بیخودی بر دیوار. صبح پیدا شده از آن طرف ِ کوه ِ ازاکو اما وازنا پیدا نیست. گرتهی ِ روشنی ِ مردهی ِ برفی همه کارش آشوب بر سر شیشهی ِ هر پنجره بگرفته قرار. وازنا پیدا نیست. من دلم سخت گرفتهست از این میهمانخانهی ِ مهمانکش ِ روزش تاریک که به جان هم نشناخته انداخته است چند تن خوابآلود چند تن ناهموار چند تن ناهشیار. نیما یوشیج (۱۳۳۴).
قاصدک راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟ مانده خاکسترِ گرمی جایی در اجاقی طمعِ شعله نمیبندم اندک شرری هست هنوز قاصدک قاصدک قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم میگریند. محمدرضا شجریان پرویز مشکاتیان مهدی اخوانثالث *به یاد مشکاتیان؛ امروز ۲۴ اردیبهشت سالروزِ تولد پرویز مشکاتیان است.