از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
فیلم کوتاه «پری» نویسنده و کارگردان: زکریا هاشمی موسیقی: اسفندیار منفردزاده بازیگران: سهیلا زراتی، زکریا هاشمی و مهدی فخیمزاده و با شرکت بچههای قلعه محمدعلیخان و اهالی قلعه امینآباد. *محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۵۱.
اجرای «لر بچه» و «بارون بارونه» از شمسی عصار ملقب به شوشا گاپی در مستند «مردمان باد» به کارگردانی آنتونی هوارث و دیوید کاف (۱۳۵۵).
سخنرانی رضا قاسمی درباره نوشتن، زندگی، مهاجرت، غربت و «همنوایی شبانه ارکستر چوبها» *از سلسله نشستهای حلقه ادبیات راویون، تورین (۲۰۱۸).
بهمن محصص، هنرمند مرموز (۱۳۹۲) کارگردان: حامد یوسفی «.. یک آرتیست باید بداند هماناندازه وارد صحنهشدن مهم است که لحظهی خارجشدناش. درست است که همیشه گولِ زندگی آدم را وادار میکند که بگوید نخیر هنوز تمام نشدم، ولی اگر آگاهی به این باشد که آدم تمام شدناش را حس کند، آن موقع گمان نمیکنم دیگر چلوکباب روزانه چندان جالب باشد؛ همینگوی کار خوبی کرد.»
بنویس اکنون کجاست رویامان کجاست؟ کجاست بندبند استخوانهامان کجاست؟ کجاست حرفهای گمشده که میخواست گوش دنیا را کر کند؟ بنویس آزادی رویای سادهای است که خاک هر شب در اعماق ناپیدایش فرو میرود و صبح از حواشی پیدایش بر میآید و این زبان اگرچه به تلفظش عادت نکرده است صدای هجیکردنش را آنسوی سکوت شنیده است. محمد مختاری *محمد مختاری روز پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۷۷ پیش از غروب آفتاب برای خرید از منزلش خارج شد و دیگر بازنگشت، شش روز بعد پیکر بیجان مختاری با دو کوپن ناگرفته در جیبش در بیابانهای امینآباد پیدا شد.
مستند بلوط (۱۳۴۷) ساخته دکتر نادر افشار نادری یکی از مهمترین آثار در سینمای مردمنگاری ایران است. این فیلم بخشی از طرح مطالعه جامع اجتماعی ایلات کهگیلویه بود که با نظارت افشار نادری و همکاری گروهی از پژوهشگران انجام شد. بلوط صرفاً یک اثر تصویری نیست، بلکه ابزاری برای ثبت و حفظ میراث فرهنگی مردم ایل کهگیلویه و بویراحمد محسوب میشود. درونمایه اصلی فیلم، آمادهسازی بلوط برای تهیه نان است. فیلم تلاش دارد تا فرآیند جمعآوری، آمادهسازی و مصرف بلوط را در میان عشایر کهگیلویه و بویراحمد به تصویر بکشد. این روند بخشی از سبک زندگی و معیشت سنتی ایل است که در چارچوب تقسیمکار فصلی میان اعضای جامعه عشایری انجام میشود. بلوط را میتوان سرآغاز قومپژوهی علمی در سینمای مستند ایران دانست. در فیلم، فعالیتهایی مانند چیدن بلوط، کوبیدن، خیساندن، آسیابکردن و در نهایت پختن نان به نمایش گذاشته شده است.
غلامحسین ساعدی ۲ آذر ۱۳۶۴، مطابق با ۲۳ نوامبر ۱۹۸۵، پس از یک خونریزی داخلی در بیمارستان سَن آنتوان پاریس در ۴۹ سالگی درگذشت و روز جمعه هشتم آذر، مطابق با ۲۹ نوامبر، در قطعهٔ ۸۵ گورستان پرلاشرز به خاک سپرده شد. روایت شاهرخ مسکوب از روز تشییع جنازه ساعدی: دیروز رفتم به تشییع جنازه ساعدی. کسانِ زیادی آمده بودند. باران میبارید، هوا تیره و آسمان روی زمین افتاده بود. جمعیت منظم و خاموش و آهسته به طرف گور میرفت و همه غمزده بودند؛ غم غربت و دهانِ گشوده مرگ در برابر و تیغ سرنوشتی که سعی میکنیم به شوخی، ندیدهاش بگیریم و به ریشخند برگزارش کنیم. امروز، باری بگذرد، «چو فردا شود فکر فردا کنیم.» *روزها در راه | ۳۰ نوامبر ۱۹۸۵.
فیلم مستند کلک زرین درباره زندگی و آثار نورالدین زرینکلک کارگردان ناهید رضایی (۱۳۸۵)
فیلم مستند چشمی که میشنود آثار نقاشی زندهرودی کارگردان: ناصر برهان آزاد تهیه شده در تلویزیون ملی ایران (۱۳۴۴)
فیلم مستند کیمیا و خاک (۲۰۱۴) کارگردان: ارسلان براهنی حالا مرا دوباره بخوابان در زير آفتاب بخوابان از ديگران جدا بخوابان تنها بخوابان و در كنار حفرهی گنجشكی بخوابان و در بهار بخوابان..
فیلم مستند باد جن (١٣٤٨) نویسنده و کارگردان: ناصر تقوایی راوی: احمد شاملو تحمل آدم بهخاطر این است که درد باز هم بیشتر بشود اما هنگامی که درد آنقدر زیاد بشود که دیگر نتواند بیشتر بشود بومیان جنوب زارشان میگیرد.
فیلم مستند تازه نفسها (١٣٥٨) نویسنده، فیلمبردار، تدوینگر و کارگردان: کیانوش عیاری ماههای اول پس از انقلاب ۵۷ ایران، در سرخوشیها، یَلِگیها و تفریحات مردم تهران روایت میشود. *این مستند هیچ راوی ندارد و به گفته خودِ عیاری فقط قصد دارد تهرانی که بعد از انقلاب پوست انداخته را به تصویر بکشد؛ بدون موضعگیری یا مواجهه انتقادی.
فیلم مستند تشییع جنازه اسقف ملیک-تانگیان کارگردان: جانی باغداساریان و سیمیک کنستانتین این فیلم مستندِ دیدنی که ۷۶ سال پیش در سال ۱۳۲۸ ساخته شدهاست، گزارشیست از دو روز انتقال پیکر اسقف از خلیفهگری تبریز به کلیسای مریم مقدس در محله ارمنینشین قلعه (قالا) تبریز و روز بعد، انتقال از آنجا به قبرستان ارامنه تبریز برای خاکسپاری. ملیک-تانگیان در خلال جنگهای جهانی اول و دوم به مدت ۴۰ سال سمت خلیفهگری ارامنه آذربایجان (۱۹۴۸-۱۹۱۲) را برعهده داشت. اسقف ملیک-تانگیان در سال ۱۹۴۸م (۱۳۲۷ش) در تبریز در سن ۸۲ سالگی درگذشت. در مدت ۳۷ سالی که ملیک-تانگیان رهبر دینی خلیفهگری آذربایجان بود، حیات اجتماعی، آموزشی، فرهنگی و سازندگی ارامنه آذربایجان ایران به رشد و شکوفایی رسید. این دوره مقارن با بستهشدن مدارس ارامنه به دستور رضاشاه و شرایط دشوار اجتماعی بود.