از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.

کاظم تینا تهرانی (با امضای ک. تینا) نویسنده معاصر ایرانی در سال ۱۳۰۸ متولد شد و در تیر ۱۳۶۹ در تهران درگذشت. تینا تهرانی چهار کتاب با نامهای آفتاب بیغروب (۱۳۳۲)، گذرگاه بیپایانی (۱۳۴۰)، شرف و هبوط و وبال (۱۳۵۵) و سایهبین و مینوآگاهی (۱۳۷۲) دارد که اثر آخر بعد از مرگ او توسط بیژن جلالی منتشر شد. هر چهار کتاب تینا تهرانی در چند سال اخیر توسط نشر آوانوشت منتشر شدهاند. اولین نوشتههای او در اواخر دهه ۱۳۲۰ در مجله انجمن هنری «خروس جنگی» منتشر شد. بسیاری از منتقدان ادبی او را اولین نویسنده پستمدرن ادبیات ایران میدانند، شاید همین ویژگی موجب شد تا نوشتههای او بههنگام انتشار در فضای فرهنگی و ادبی آن روز ایران مورد توجه قرار نگیرند و ناشناخته باقی بمانند. پرداختن به جنبههای وجودی انسان و پیچیدگیهای آن، ناکامی و مرگاندیشی مهمترین مشخصههای داستانهای تینا تهرانی هستند. حسن میرعابدینی در کتاب صد سال داستاننویسی ایران، او را «چهره فراموش شده ادبیات معاصر» معرفی میکند.
![اردیبهشت است
قتالترين ماه ِمنظومه شمسی.
- بهرام اردبیلی
- نقاشی از بهمن محصص؛ سقوط ایکاروس.
*در طرح محصص خبری از دریا نیست و ایکاروس نه به دریا، که بر روی زمین سقوط میکند و در زمین [خودِ زندگی: تنگی و سردی در فاصله/ دور شدن از خورشید (روشنایی)] غرق میشود.](/_next/image?url=https%3A%2F%2Fmedia.batarikh.xyz%2F-1001260717766%2F1025.jpg&w=3840&q=75)
اردیبهشت است قتالترين ماه ِمنظومه شمسی. - بهرام اردبیلی - نقاشی از بهمن محصص؛ سقوط ایکاروس. *در طرح محصص خبری از دریا نیست و ایکاروس نه به دریا، که بر روی زمین سقوط میکند و در زمین [خودِ زندگی: تنگی و سردی در فاصله/ دور شدن از خورشید (روشنایی)] غرق میشود.

صادق هدایت و محمد مقدم، دهه ۱۳۲۰. *محمد مقدم (که نام خود را به این شکل مینوشت: مهمد مُغدَم) زبانشناس و استاد زبانهای باستانی ایران در دانشگاه تهران بود.

به گفته حسین علیزاده «شیوهای که در اجرای این مجموعه به کار گرفته شده محصول احساس دریافت و تجربههای خاص اجراکننده آن است. بداههنوازی در این اجرا نقش عمده را به عهده دارد و تمبک نیز با ریتمهای بداهه، ساز را همراهی میکند. ملودیها روی موتیف اصلی گوشهها بسط و گسترش مییابند و ریتم با الهام از حرکت ریتمهای نهفته در ملودی گوشهها اجرا میشود. در این شیوه که مبتنی بر تبادل احساس نوازنده و شنونده و نیز متاثر از لحظههای اجراست، موسیقیسازی و تنوع ریتم اهمیت و جلوه بیشتری مییابد و تمبک بهعنوان ساز همراه نقش مهمتری ایفا میکند.»

«من میخواهم صحنههایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشهدار کند و به خطر بیندازد. میتوانی نگاه نکنی، میتوانی خاموش کنی، میتوانی هویت خود را پنهان کنی، مثل قاتلها، اما نمیتوانی جلوی حقیقت را بگیری، هیچ کس نمیتواند.» در ۱۳ فروردین ۱۳۸۲ در لابهلایِ اخبار هراسآور حمله آمریکا و انگلیس به عراق خبری کوتاه از بیبیسی پخش شد: «کاوه گلستان ۵۲ ساله در شمال عراق در اثر انفجار مین کشته شد.» *عکسها از سه مجموعه کاوه گلستان با عنوان «روسپی، کارگر و مجنون» است.

«چرا با جمهوریاسلامی مخالفم؟» نامه تاریخی مصطفی رحیمی به روحالله خمینی است که ۲۵ دی ۱۳۵۷ در روزنامه آیندگان منتشر شد. این نامه سرگشاده، اولین نقد جدی افکار آیتالله خمینی در همان فضای غالب انقلابیست که تقریباً همه جریانهای سیاسی و گروهای اجتماعی همسو با انقلاب و رهبر آن بودند. رحیمی در این نامه به آیتالله خمینی پیشنهاد کرد که بهجای افزودن پسوند اسلامی به جمهوری، جمهوری مطلق اعلام کند و حاکمیت جمهور مردم را بپذیرد. او در ادامه هشدار داد که ایران در برههای تاریخی قرار گرفته و بسیار محتمل است که از یک دیکتاتوری سکولار رها شود و به دام یک استبداد دینی بیفتد. رحیمی معتقد بود که جمهوریاسلامی یک عبارت متناقض است و تأکید داشت که یک نظام جمهوری نباید هیچ قیدی بپذیرد. او پیش از پیروزی جمهوریاسلامی استدلال میکند که: «جمهوری اسلامی یعنی آنكه حاكمیت متعلق به روحانیون باشد. و این برخلاف حقوق مكتسبه ملت ایران است كه به بهای فداكاریها و جانبازیهای بسیار این امتیاز بزرگ را در انقلاب مشروطیت به دست آورد كه قوای مملكت ناشی از ملت است» و با اشاره به قانون اساسی مشروطیت مینویسد: «قانون اساسی ما با قبول اصل مترقی حاكمیت ملی به بحث ولایت شاه و ولایت فقیه پایان داده است.» رحیمی با اشاره به خطر نفی میراث مشروطیت و دستاوردهای آن نتیجه میگیرد که «جمهوریاسلامی با موازین دموكراسی منافات دارد. دموكراسی به معنای حكومت همه مردم، یک امر مطلق است و هرچه این اطلاق را مقید كند به اساس دموكراسی (جمهوری) گزند رسانده است.» *امروز ۱۲فروردین روز تائید جمهوریاسلامی و «آری»گفتن به آن است و تقریباً تمام استدلالها و نقدهای مصطفی رحیمی به جمهوریاسلامی؛ شکل این نظام سیاسی، ماهیت و کارکردهای آن بعد از گذشت ۴۷سال درست از آب درآمد.

از مصاحبه با انور سادات تا مصاحبه با فلاحیان؛ لیلی دژم خبرنگار خبرگزاری پارس و پیام امروز است که سالهاست از خبرگزاری ایرنا بازخرید شده با اینحال اگر کار خبرنگار را نقد مداوم قدرت بدانیم او راوی آن سوی میز خبرنگار دولت است فارغ از آن که قدرت از آن کیست. https://open.acast.com/public/streams/62a449ff0808670016da866e/episodes/67dca1abfe6b19f2d21e80be.mp3 لینک کستباکس: https://castbox.fm/vd/785035536 لینک حمایت در ایران: hamibash.com/gazettecast لینک حمایت از خارج کشور: patreon.com/gazettecast?ut…