از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
قسم به چشمهایِ سُرخات اسماعیل عزیزم، که آفتاب، روزی، بهتر از آن روزی که تو مُردی خواهد تابید قسم به موهایِ سفیدت که مدتی هم سرخ بودند که آفتاب روزی که آفتاب روزی که آفتاب روزی بهتر از آن روزی که تو مُردی خواهد تابید ای آشنایِ من در باغهایِ بنفش جنون و بوسه! ای دراز کشیده بر رویِ تختخواب فنری بیمارستان «مهرگان»! ای آزادیخوانِ فقیر بر رویِ پلههای مهربان! ای اشکهای تنهایِ سپرده به نسیم باد تیمارستان! ای شاعرتر از شعرهایِ خود و شعرهایِ ما! ای تباه شده در دانشگاه، در مدارس، در کافهها، میخانهها و در محبت زن و فرزند و دوستان نمکنشناسی چون ما! ای امیدوار به این خیال که زمانی «استالین» در خیابان «چرچیل» ظهور خواهد کرد و «رفقایت» برایِ معالجه شاش بندت تو را به «مسکو» خواهند فرستاد! ای متناقض ابدی! عاشق «استالین»، «دوگل»، «آلاحمد»، «هوشیمینه» زنی رنگینچشم، و «سیاوش کسرایی»، با هم! ای که در تیمارستانهایِ تهران، خواب بیمارستانهایِ سواحل «کریمه» را میدیدی! ای که میخواستی پسرت را به شوروی بفرستی به جایش به آمریکا فرستادی! ای که از خانه اجارهایات در «امیرآباد» خواب جایزه، «لنین» را میدیدی! از پلههایِ گرانقیمت تیمارستانی خصوصی که حقوق تقاعدت را بالا میکشید، صلایِ آزادی در میدادی! و گمان میکردی «ب» از قماش «کاسترو»ست و «ک» از کرباس «لنین»! ای متناقض ابدی! که سادگی روحت به پیچیدگی همه عقایدت میچربید، و سادگیات کندویِ عسلی بود که انگار فقط یک ملکه داشت، و زنبورهایِ دیگرش نبودند! ای مثل باغی از درختان گردو در ذهن کودکان سادهِ شعر! ای اسماعیل..
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب پنجم: باقر مومنی اسماعیل شاهرودی سعید سلطانپور اورنگ خضرایی علی موسوی گرمارودی *سلطانپور صحبتهایِ خود را با این جمله آغاز میکند: «سلام شكستگان سالهایِ سیاه، تشنگانِ آزادی، خواهران و برادارانم، سلام».
چون زلف نگاری ای شب بس تیره و تاری ای شب پایان تو نداری ای شب.. برایِ امروز و همه شبهایی که پایان ندارند..
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب چهارم: غلامحسين ساعدی هوشنگ ابتهاج مفتون امينی حسين منزوی عظيم خليلی عليرضا نوریزاده
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب سوم: بهرام بیضایی شمس آلاحمد محمد زهری طاهره صفارزاده سیروس مشفقی فاروق امیری محمد کسیلا
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب دوم: منوچهر هزارخانی محمدعلی بهمنی عمران صلاحی م. آزرم (نعمت میرزازاده) کاظم سادات اشکوری
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب اول: رحمتالله مقدم مراغهای سیمین دانشور مهدی اخوان ثالث سیاوش مطهری تقی هنرور شجاعی منصور اوجی
در آلبوم نینوا شاهکار حسین علیزاده که در آن نی نقش راوی را ایفا میکند (نوایِ نی)، تکنوازی نی از جمشید عندلیبی است که دیروز در سن ۶۶ سالگی در تهران درگذشت.
آواز در گوشه دیلمان پریسا از آلبوم رمز عشق گهی بر درد بیدرمان بگریم گهی بر حال بیسامان بخندم.. *نام یک گوشه در ردیف موسیقی ایرانی است که در آواز دشتی بهکار گرفته میشود. نام این گوشه به منطقه دیلمان در شمال ایران اشاره دارد. دیلمان از ابتدا جزو آواز دشتی نبوده و بعداً به آن افزوده شده است. این گوشه در اوج آواز دشتی اجرا میشود.
حصار از حسین علیزاده آلبوم چاووش ۳ از گروه شیدا علیزاده این قطعه را برایِ همسرش که در آن زمان بهدلیل فعالیتهایِ سیاسی در زندان بود ساخت و آن را به زندانیهایِ سیاسی سالِ ۱۳۵۶ هدیه کرد. این قطعه در همان سال در پادگان فرحآباد و هنگامی که علیزاده سرباز بود ساخته شده و به گفته خودش نت به نت این قطعه و نحوه نگارش آن را به یاد دارد.
در نظربازیِ ما بیخبران حیرانند من چُنینم که نمودم دِگر ایشان دانند عاقلان نقطه پرگارِ وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند جلوهگاهِ رخِ او دیده من تنها نیست ماه و خورشید همین آینه میگردانند..