از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
شکایت از پرویز ثابتی، رئيس وقت اداره سوم ساواک به اتهام داشتن مسئولیت در دستگیری و شکنجه آدمها، من را یاد محمود شریفی پسر مشهدیقربان شخصیت اصلی داستان «آواز کشتگان» رضا براهنی انداخت. شریفی استاد ادبیات دانشگاه تهران بهخاطر مقالات و نوشتههایش دستگیر میشود و به زندان میافتد. در زندان وحشیانه توسط ساواک شکنجه میشود و بالاخره بعد از مدتی از زندان آزاد میشود. پس از آزادی، شریفی دیگر نمیتواند مقام استادی دانشگاه را داشته باشد و حالا او فقط یک کارمند عادی اداریست. شریفی فعالیتهای سیاسی گذشته خود را از سر میگیرد و در محیط دانشگاه دست به مبارزه و افشاگری علیه رژیم شاهنشاهی میزند و برای بار دوم دستگیر و به زندان میافتد و اینبار دیگر تاب تحمل انواع شکنجههای ساواک (کابل، شوکبرقی، غرقشدن مصنوعی و..) را ندارد و به دست ساواک کشته میشود. توصیفی که براهنی با نثر نفسگیر خود از درد، رنج، ترس و تردیدهای شریفی نه بهعنوان یک قهرمانی که جانانه در برابر یک دستگاه اهریمنی قد علم کرده است، بلکه یک انسان واقعی و معمولی و خاکستری میکند، آنچنان تلخ اما زنده است که خواننده هم آن را با تمام وجودش حس میکند و تا مدتها در جاناش حک میشود و سنگینی میکند. شریفی مثل همه ما ضعیف است و میترسد، اما میل قوی به آزادی، برابری و تلاش برای بهبود وضعیت آدمها و زندگیشان دارد، و تا آنجایی هم که میتواند درد و زجر خشونت را تحمل میکند و در نهایت با همه حسی که برای زندگیکردن دارد، زورش به مرگ نمیرسد و کشته میشود.
این مقاله از حسین قاضیان که سال ۱۳۷۷ در شماره ۴۳ مجله کیان درباره جلال آلاحمد و فهم او از خطرات نهادینه شدن دین (از وضعیت جنبشی به وضعیت نهادی) منتشر شده است، نکتههای بسیار مهم و قابل تاملی دارد.
براهنی در «چاه به چاه» با جابهجایی مرزهای توصیف، ما را در دریای تصویرسازیهای خود غرق میکند. جدا از داستان کتاب که شاید آنچنان کشش لازم را برای درگیر کردن بیشتر خواننده با اثر را ندارد و در بخشهایی حتی کمی خستهکننده هم میشود (بیشتر از بابت شعارگونه بودنِ این جنس ادبیات زندان)، اما کتاب سرشار از جملهسازیهای درخشان و توصیفهای ناب است که در جای جای کتاب آمده. در کنار مهارت زبانی و نثر قوی براهنی، یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، بیان جزئیات با دقت و به زیبایی تمام است که در ترسیم فضای ترس و خفقانِ زندان و حالات زندانبان و شکنجه زندانی برای گرفتن اعتراف و.. کاملاً مشهود است. «.. در این مملکت همه جور آدم پیدا میشود: میلیونر مارکسیست، وزیر سوسیالیست، اشراف بیپول، گدای گردن کلفت، سرتیپی که حاضر است ترور بکند، نویسنده مامور و گاهی ناگهان آدم در بدترین جاها، بهترین آدمها را میبیند... ساعتها سقف بلند سلول را نگاه میکرد و میگفت: این قبیل آدمها را بیرون کمتر میتوان دید. چشمهای هیچکس شبیه چشمهای اینها نیست. شاید چون خیلی کم میخوابند، شب و روز کار میکنند، یعنی بازجویی میکنند، شکنجه میدهند، مدام بد و بیراه میگویند، به این روز افتادهاند. خستگی کارگرهایی که بیستوچهار ساعت مداوم کار بکنند، از خستگی اینها کمتر است. خستگی کارگر ترحم آدم را جلب میکند، اما اینها نه؛ لابد به این علت است که کسی که سیلی میزند، دستش هم سیلی میخورد..».
«سفر ناگذشتنی» اولین اثر غزاله علیزاده، شامل سه داستان کوتاه با نامهای «شجرهی طیبه، پاندارا، با انار و با ترنج از شاخ سیب» است که در سال ۱۳۵۶ توسط خودِ نویسنده منتشر شد. این مجموعه داستان، شاید ضعیفترین کار علیزاده باشد؛ توصیفهای بلند و خستهکننده، و بیشتر پرداختن به جزئیاتی که اشاره به آنها تقریباً هیچ اهمیتی در جریان داستان ندارند، اما در کل زبان علیزاده با مشخصههایِ خود (که در حال ساختهشدن است) و انتخاب برخی واژهها در ساخت یک جمله -آنجا که رویایی را ترسیم میکند- در بخشهایی از هر سه داستان آنچنان به خوبی اتفاق افتاده که کتاب با همه ضعفهایی که دارد، قطعاً ارزش خواندن و به پایان رساندن را دارد.
مریم فیروز خواهر نصرتالدوله فیروز و دختر عبدالحسین فرمانفرما (نوه عباسمیرزا، حاکم، وزیر و رئیسالوزرای معروف دوره قاجار و از متمولین طراز اول ایران) و بتول کرمانشاهی بود. در سال ۱۲۹۲ در کرمانشاه به دنیا آمد و در مدرسه ژاندارک و دارالمعلمات تحصیل کرد و در سال ۱۳۰۸ دیپلم گرفت. در همین سال در سن ۱۶ سالگی بنا بر تصمیم پدرش به عقد سرهنگ عباسقلی اسفندیاری (تحصیلکرده مدرسه نظامی سن سیر فرانسه) فرزند محتشمالسلطنه اسفندیاری درآمد و خیلی زود صاحب دو دختر به نامهای افسانه و افسر شد؛ ولی در سال ۱۳۱۸ اندکی بعد از مرگ پدرش فرمانفرما از همسرش جدا شد و به خانه پدری بازگشت. کتاب «افسانه و افسر من» نوشته مریم فیروز (۱۳۲۳) درددلهای درمانده مادریست با دو دخترش افسانه و افسر، قبل و بعد از به دنیا آمدن آنها. او از دنیای تلخ، زندگی تلختر و رنجهای خود به دو دخترش میگوید. کتاب بهنوعی زندگینامه داستانی خودِ مریم فیروز است و آن را در آستانه ازدواج دومش؛ ازدواج با نورالدین کیانوری نوشته و به تمامی «مادران بیحق ایران» تقدیم کرده است.
اسماعیل شاهرودی که بیشتر بهعنوان شاعر موج نو شناخته میشود، یک مجموعه داستان کوتاه بهنام «چند کیلومتر و نیمی از واقعیت» هم دارد که اولینبار در سال ۱۳۴۹ توسط انتشارات بوف در تهران منتشر شد. شاهرودی در سال ۱۳۴۴ برای مدتی بازداشت شد و پس از آن تعادل روحی خود را از دست داد و تا پایان عمر به حال عادی بازنگشت. در سال ۱۳۵۴ بازنشسته شد و پس از تحمل رنج و بیماری که از اواخر دهه ۴۰ با آن دستبهگریبان بود، در ۴ آذر ۱۳۶۰ در بیمارستان شریعتی تهران درگذشت.
حسن تقیزاده در کتاب محمدعلی جمالزاده با عنوان «زمین و ارباب و دهقان» که سال ۱۳۴۱ منتشر شد نیز مقدمهای نوشته که در آن به نقد نظام فئودالی و چرایی اهمیت مسئله اصلاحات ارضی میپردازد. او از همان سالهایِ آغازین انقلاب مشروطه در مجلس شورای ملی خواستار الغای رژیم اربابرعیتی در ایران بود. تقیزاده در خاطرات خود نیز بارها به این نکته اشاره کرده که یکی از دلایل ناکامی مشروطیت، ادامه حاکمیت رژیم اربابرعیتی در ایران بود.
نکتههایی از پس پرده سانسور کتاب گفتوگو با احسان نراقی مجله بخارا، شماره ۸، مهر ۱۳۷۸.
ماهنامه ایرانشناسی در جهان (دیماه ۱۴۰۳) در این شماره از ماهنامه ایرانشناسی در جهان درباره کتاب «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه» نوشتم. نویسنده کتاب آرش رئیسینژاد به روابط ایران با کردهایِ عراق و شیعیان لبنان بین سالهایِ ۱۳۳۷ تا ۱۳۵۷ پرداخته و نشان میدهد که این روابط نه بعد از انقلاب ۵۷ (برخلاف تصور رایج) بلکه ریشه شکلگیری آن به دوره پهلوی دوم و سیاستهایِ منطقهای محمدرضا پهلوی برمیگردد.
گفتوگوی مجله کتاب امروز (ایرج افشار، نجف دریابندری و محمدرضا شفیعیکدکنی) با مجتبی مینوی. شماره ششم مجله کتاب امروز شرکت سهامی کتابهایِ جیبی بهار و تابستان ۱۳۵۲ *این مصاحبه مینوی بهنوعی گزارشیست از تحولات فرهنگی و ادبی و آنچه در دوره پهلوی (از آغاز تا دهه ۵۰) بر حوزه مطالعات مرتبط با ایرانشناسی گذشت.
یک سال بعد از مرگ صادق هدایت جلسه یادبود هدایت سخنرانی مجتبی مینوی ۲۵ فروردین ۱۳۳۱ *از کتاب نقد حال؛ مجموعه گفتارها و نوشتههایِ مجتبی مینوی.
«مجتبی مینوی؛ استادی از اقلیم نمیدانم» نوشته ایرج افشار *اولینبار در کتاب «پانزده گفتار درباره مجتبی مینوی» (۱۳۵۶) و سالها بعد در مجله بخارا منتشر شد.
«تسامح» نوشته مجتبی مینوی مجله یغما، آذر ۱۳۳۱. *چقدر این نوشته مینوی برایِ این روزهایِ ما نه فقط مفید که ضروری است.
دو منظره غزاله علیزاده (۱۳۵۸) «دو منظره» داستان زندگی مهدی است؛ پر از ملال، بیهودگی و شکست از کودکی تا دورانِ سالخوردگی. روایت نرسیدنهایِ مهدی و برباد رفتن آرزوها و مدام در واقعیت خیال فرو رفتن و ادامهدادن و بالاخره باور به اینکه تمام زندگی قدم به قدم چیزی جز فروخفتنِ میل و خواستهایِ آدمی نیست.