از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
هوا دلپذیر شد، گل از خاک بردمید پرستو به بازگشت زد نغمه امید *هوا، دلپذیر، گل، امید...
ابر بارانش گرفتهست نوشته شمیم بهار (اندیشه و هنر، ۱۳۴۴) با صدای گرم و دلنشین یونس تراکمه
سفرنامه صنیعالدوله (مشهور به اعتمادالسلطنه) از تفلیس به تهران به کوشش محمد گلبن انتشارات سحر (۱۳۵۶). *کتاب شرح سفر صنیعالدوله از تفلیس به تهران است. در سال ۱۲۹۰ق هنگامی که ناصرالدینشاه از سفر فرنگستان به ایران بازمیگردد، صنیعالدوله را در تفلیس مأمور حمل بارها و اسبابهایی میکند که خود و همراهانش از اروپا به ایران میآوردند. صنیعالدوله مشکلات حمل بارها، وضع جغرافیایی مسیر و چگونگی چاپارخانههایی که در آنها منزل کرده و همچنین گرفتاریهای خود را روز به روز از تفلیس تا تهران شرح میدهد.
غلامحسین ساعدی ۲ آذر ۱۳۶۴، مطابق با ۲۳ نوامبر ۱۹۸۵، پس از یک خونریزی داخلی در بیمارستان سَن آنتوان پاریس در ۴۹ سالگی درگذشت و روز جمعه هشتم آذر، مطابق با ۲۹ نوامبر، در قطعهٔ ۸۵ گورستان پرلاشرز به خاک سپرده شد. روایت شاهرخ مسکوب از روز تشییع جنازه ساعدی: دیروز رفتم به تشییع جنازه ساعدی. کسانِ زیادی آمده بودند. باران میبارید، هوا تیره و آسمان روی زمین افتاده بود. جمعیت منظم و خاموش و آهسته به طرف گور میرفت و همه غمزده بودند؛ غم غربت و دهانِ گشوده مرگ در برابر و تیغ سرنوشتی که سعی میکنیم به شوخی، ندیدهاش بگیریم و به ریشخند برگزارش کنیم. امروز، باری بگذرد، «چو فردا شود فکر فردا کنیم.» *روزها در راه | ۳۰ نوامبر ۱۹۸۵.
پژواکها خانه سیاه است [فروغ فرخزاد] شمیم بهار *اندیشه و هنر، شماره ۸، دوره چهارم، مهر ۱۳۴۲.
آزادی و آزادی فکر هفت مقاله از مجتبی مینوی *به اهتمام ماهمنیر مینوی، انتشارات نوید (آلمان غربی) ۱۳۶۷.
فیلم مستند کلک زرین درباره زندگی و آثار نورالدین زرینکلک کارگردان ناهید رضایی (۱۳۸۵)
«... صحبت شد از شیوع دروغ در این مملکت و فیالواقع این مسئله حکایت غریبی است و نمیدانم مردم چه عشقی دارند به جعل اکاذیب. روزی نیست که یک خبر دروغ منتشر نکنند و حالا به هیچ چیزی اطمینان نیست.» *یادداشتهای روزانه محمدعلی فروغی سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۲۸۳.
فیلم مستند چشمی که میشنود آثار نقاشی زندهرودی کارگردان: ناصر برهان آزاد تهیه شده در تلویزیون ملی ایران (۱۳۴۴)
«مردم آن همه جوش و خروش بر ضد اتابک [علیاصغر امینالسلطان] داشتند، او را از میانه برداشتند. حالا به محض اینکه عینالدوله جای او شد، همه جوش و خروشها به سمت او متوجه میشود. یکی نمیداند این مردم چه میخواهند. اگر متوقعند که کارها یک مرتبه درست شود این محال است و اگر عینالدوله واقعاً هم خیال اصلاح داشته باشد و کفایت هم داشته باشد باز چندین سال برای اجرای این قصد لازم است. به عقیده من، خودِ مردم هم نمیدانند چه میخواهند. زیرا آنچه میخواهند واقعاً خیر مملکت نیست.» *یادداشتهای روزانه محمدعلی فروغی شنبه ۱۳ فرودین ۱۲۸۳.
«غروب آمدم حجره آقا شیخ حسن. یک کتاب فلسفه معتمدالممالک از فرنگ وارد کرده است. کتاب خوبی است. برادرم یکی از آن خریده است. بعضی کتابهای دیگری هم آورده. به تماشای آنها پرداختم و یک کتاب لغت و دو کتاب تاریخ برداشته به منزل آوردم. کتاب خریدن مرا خانهخراب کرده. کتاب خوب بسیار است و نمیتوان از آنها دست برداشت. بضاعت هم به قدر کفایت نیست.» *یادداشتهای روزانه محمدعلی فروغی یکشنبه ۴ ذیالحجه ۱۳۲۱.
فیلم مستند کیمیا و خاک (۲۰۱۴) کارگردان: ارسلان براهنی حالا مرا دوباره بخوابان در زير آفتاب بخوابان از ديگران جدا بخوابان تنها بخوابان و در كنار حفرهی گنجشكی بخوابان و در بهار بخوابان..
میرزا صالح شیرازی در ۱۹ آوریل ۱۸۱۵ به اتفاق چهار نفر دیگر، به فرمان عباسمیرزا نایبالسلطنه و وزیر او میرزا عیسی قائممقام برای تحصیل از تبریز به انگلستان فرستاده شد. پس از یادگیری زبانهای انگلیسی و فرانسوی و تاریخ و طبیعیات و آموختن فن چاپ و حکاکی در سال ۱۸۱۹ به ایران بازگشت. در این فاصله سفرنامه خود را نوشت. این سفرنامه بعدها به یکی از منابع الهامبخش در شکلگیری تجربهای بومی از مدرنیته در ایران تبدیل شد. میرزا صالح در سفرنامه خود اشارهای به آموختن زبانهای انگلیسی، فرانسوی و لاتین میکند. او در بازگشت به ایران، با دستگاه چاپ، نخستین نشریه ایران را با عنوان «کاغذ اخبار» در تهران به چاپ رساند.