از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
تحفه مخبری يا كار بيكاری منظومهای است از مهدیقلی هدايت ملقب به مخبرالسلطنه كه در قالب مثنوی سروده شده و اولینبار در سال ۱۳۳۳ در تهران به چاپ رسيده است. مخبرالسلطنه در اين كتاب، افكار سياسی، اجتماعی و فلسفی خود را كه حاصل مطالعات و سفرها و تجربياتش بوده، به تفصيل بيان كرده است.
آشیانه فریدون فرخزاد بوم بابا بوم بام، بابی بابا، بوم بام بابی بابا بوم بام، بی بابا بو با با با.. بوم بابا بوم بام، بابی بابا، بوم بام بابی بابا بوم بام بام... تا از آشیانه، سویت پر بگیرم از بندم رها ساز، تا از غم نمیرم این آواز غمهاست بر روی ِ لب ِ من یا آوازی تنهاست همگام ِ شب ِ من به تمنای سخن تو، سوی ِ تو میآیم به رَهَت باز این چه سخن باشد که شکوفَد در دل ِ هر آواز

حاج سیاح و میرزا رضا کرمانی در زندانِ قزوین در زیرزمینِ عمارت نادری سال ۱۲۶۹ش. به دستور ناصرالدینشاه زندانی و تحتِ شکنجه قرار گرفتند. شش سال بعد در ۱۱ اردیبهشتِ ۱۲۷۵ ناصرالدینشاه در امامزاده حمزه به دستِ میرزا رضا کرمانی ترور شد. از خاطرات حاج سیاح: عکاسی که آمده بود روسی بود به زبان روسی گفت: «ای خدای من» من دنباله حرف او را گرفتم و به روسی گفتم: «یا ما را خلاص کن یا مرگ بده» او متحیر شد که چه تقصیر کردهاید؟ گفتم تقصیر ما این است که قانون خواستهایم. پس من و میرزا رضا در حالی که به یک زنجیر بسته و از هر یک یک پا در خلیلی بود عکس برداشتند. نایب رضاقلی هم در پشت سر ایستاده بود. میرزا رضا گفت: «عکس برداشتند که محبوسین را بکشند؟» من گفتم ظن من این است که نمیکشند. به هر حال همه محبوسین مضطرب بودند.
برای کانون مرکز موسیقی کانون سال ۱۳۵۰ به مدیریت «احمدرضا احمدی» و کوشش افرادی چون «شیدا قرهچهداغی» تأسیس شد، و از آن پس به انتشار محصولاتی برای کودکان و نوجوانان در چند بخش و روی صفحهی گرامافون اهتمام ورزید. این وبسایت تلاش مستقلی در زمینهی جمعآوری این آثار از مجموعههای شخصی و ارائه و آرشیو آنها به صورت دیجیتال است. https://www.forkanoon.com/

یادداشتهای جلال جلد دوم: از آذر ۳۷ تا آذر ۳۹. *در این سالها جلال پای سخنرانیهای فردید مینشیند و برای اولینبار با مفهوم «غربزدگی» او آشنا میشود، و با ذهنیتی که تماماً آغشته به این مفهوم است، شروع به نوشتن «نون و القلم» میکند. بعد از نوشتن این داستان بلند، بخشهایی از کتاب «غربزدگی» را مینویسد.
سخنرانی رضا قاسمی درباره نوشتن، زندگی، مهاجرت، غربت و «همنوایی شبانه ارکستر چوبها» *از سلسله نشستهای حلقه ادبیات راویون، تورین (۲۰۱۸).
همنوایی شبانه ارکستر چوبها رضا قاسمی انتشارات نیلوفر، تهران ۱۳۸۷ (این رمان اولینبار توسط نشر کتاب در سال ۱۹۹۶ در آمریکا منتشر شد). *داستان از دیدگاه اول شخص بیان میشود و حکایت یک روشنفکر ایرانی است که به فرانسه پناهنده شده و در اتاق زیر شیروانی ساختمانی در پاریس زندگی میکند که ساکنانش را چند فرانسوی و ایرانی تبعیدی تشکیل دادهاند. نویسنده واقعیت و خیال را در این داستان به هم آمیخته و ساختاری مالیخولیایی ایجاد کردهاست. «همنوایی شبانه ارکستر چوبها» برنده جایزه بهترین رمان اول سال ۱۳۸۰ جایزه هوشنگ گلشیری، رمان تحسینشده سال ۱۳۸۰ جایزه مهرگان ادب و برنده بهترین رمان سال ۱۳۸۰ منتقدین مطبوعات شد.
عشقنامهی ملیک مطران نوشته قاسم هاشمینژاد خط اصلی داستان از یک نمایشنامه ارمنی به نام خداوندگاران کهن گرفته شده است. ملیک مطران داستان راهبی با همین نام را روایت میکند که عشق شاهزادهای او را به ساختن صومعه وا میدارد و درگیر مجموعهای از کشمکشهای درونی میشود.
گفتند: «ــ باد زندهست، بیدارِ کارِ خویش هشیارِ کارِ خویش!» گفتی: «ــ نه! مُرده باد! زخمی عظیم مُهلک از کوه خورده باد!» تو بارها و بارها با زندگیت شرمساری از مُردگان کشیدهای، این را من همچون تبی که خون به رگم خشک میکند احساس کردهام.

«نازی عظیما، نویسنده و مترجم نامآشنای ایرانی و ساکن آمریکاست. او که زمانی عضو کانون نویسندگان ایران بوده، ارتباط نزدیکی با چهرههای مهم فرهنگ و هنر ایران داشته و در بسیاری از محافل روشنفکری حاضر بوده است. فریدون رهنما یکی از این چهرههای برجسته بود. آنچه میخوانید، فصلی است از کتابی شامل گفتوگویی بلند با نازی عظیما که به کوشش پیمان طالبی، از اعضای تحریریه کتابنامه، در مرحلهی تدوین و آمادهسازی است. در فصول مختلفی از این کتاب، طالبی دربارهی روابط عظیما با شخصیتهای نامآشنای فضای روشنفکری ایران گفتگو کرده است. در فصلی که پیش روی شماست، نازی عظیما از خاطراتش دربارهی فریدون رهنما صحبت میکند.» aasoo.org/fa/articles/5235 @NashrAasoo 🔻

محمدجعفر پوینده ۱۸ آذر ۱۳۷۷ از خانه خارج شد و دیگر هرگز به خانه بازنگشت. ده روز بعد جسد او در روستای بادامک در شهرستان شهریار پیدا شد. محسن حکیمی با شنیدن خبر کشتهشدن پوینده، دو صفحه در معرفی او به کتاب «تاریخ و آگاهی طبقاتی» که در چاپخانه در حال صحافی بود، اضافه میکند. بعدها علت مرگ پوینده خفگی به وسیله طناب اعلام شد. *پوینده در اردیبهشت ۱۳۷۷ چند ماه پیش از اینکه در آذر همان سال به قتل برسد، در مقدمه ترجمه کتاب تاریخ و آگاهی طبقاتی جورج لوکاچ نوشته است: «نکته آخر اینکه ترجمه این کتاب را در اوج انواع فشارهایِ طبقاتی و در بدترین اوضاع مادی و روانی ادامه دادم و شاید هم مجموعه همین فشارها بود که انگیزه و توان به پایان رساندنِ ترجمه این کتاب را در وجودم برانگیخت. و راستی را چه تسلایی بهتر از به فارسی درآوردنِ یکی از مهمترین کتابهایِ جهان در شناخت دنیای معاصر و ستمهایِ طبقاتی آن، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.»
امروز ۱۶ آذر سالروز تولد ابراهیم منصفی (رامی) است. در هرمزگان منصفی را با عنوان نیمای هرمزگان میشناسند. منصفی و چند تن از همدورههای او جزو اولین نفراتی بودند که به سرودن شعر نو نیمایی و آزاد در جنوب روی آوردند.
بهمن محصص، هنرمند مرموز (۱۳۹۲) کارگردان: حامد یوسفی «.. یک آرتیست باید بداند هماناندازه وارد صحنهشدن مهم است که لحظهی خارجشدناش. درست است که همیشه گولِ زندگی آدم را وادار میکند که بگوید نخیر هنوز تمام نشدم، ولی اگر آگاهی به این باشد که آدم تمام شدناش را حس کند، آن موقع گمان نمیکنم دیگر چلوکباب روزانه چندان جالب باشد؛ همینگوی کار خوبی کرد.»

«باری آنقدر میدانم که زندگی من همهاش حراج دائمی مادی و معنوی بوده. حالا هم دستم به کلی خالی است و با وجود کبر سن، برای زندگی به اندازهی طفل شیرخواری مسلح نیستم.» از صادق هدایت به مجتبی مینوی بمبئی، ۲۳ بهمن ۱۳۱۵. *نامههای صادق هدایت، گردآورنده محمد بهارلو، نشر اوجا، ۱۳۷۳.
الفبا دوره اول، جلد ششم (۱۳۵۶) سردبیر: غلامحسین ساعدی هما ناطق، داریوش مهرجویی، خرمشاهی، دانشور، پارسیپور، امیرشاهی، ساعدی، و ترجمههایی از احمد گلشیری، جلال ستاری، محمد قاضی و...
الفبا دوره اول، جلد پنجم (۱۳۵۳) سردبیر: غلامحسین ساعدی داریوش شایگان، گلی ترقی، کریم کشاورز، سیمین دانشور و احمد سمیعی ترجمههایی از کامران فانی و...