از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
https://www.radiozamaneh.com/873869 نکتهی اصلی این یادداشت اظهار تأسف از وضعیت جنبشی است که نمیتواند خواست مقطعی و سخنگویان ایستاده در درون خود را تعیین کند و عمدتاً با انرژی منفی پیش میتازد. این از عقبماندگی سیاسی ماست که جنبشی درمیگیرد، بیآنکه بتواند خواست روشن خود را بیان کند، سخنگویان خود را داشته باشد، و وارد بازیای با نتیجهی باخت-برد به نفع خود شود.
📕 پیش از ویرانی: مانیفستی برای بقا محمد مالجو با مقدمهای از فاطمه صادقی پیشاز ویرانی: مانیفستی برای بقا مجموعهای از یادداشتهای محمد مالجو است که در یکی از پرالتهابترین برهههای تاریخ معاصر ایران در کانال تلگرامیاش منتشر شدند: از روزهای پراضطراب جنگ دوازدهروزهٔ اسرائیل و ایران تا اندکی پیش از یورش نیروهای امنیتی سازمان اطلاعات سپاه به خانهاش که پایان اجباری این سلسله یادداشتها را رقم زد. این یادداشتها، برخلاف آثار پیشین مالجو در حوزهٔ اقتصاد و نیز برخلاف کتابهای سالهای اخیرش در قلمرو تاریخنگاری، محصول وضعیتی استثناییاند: نوشتههایی سیاسی در متن اضطرار و زیر سایهٔ جنگ که این اقتصاددان تاریخپژوه را ناگزیر به قلمرو سیاست روز و تاریخنگاریِ لحظهٔ حال سوق داد. این اثر، فراتر از ثبت تاریخ و مستندسازی دورهای بحرانی، حاوی هشداری است که در تمام صفحاتش طنین انداخته: اگر در برابر منطق جنگ و ایدئولوژیهای ویرانگر ایستادگی نکنیم، ایران به سوی آیندهای رانده میشود که در آن امکان زیستن بهکلی منتفی خواهد شد. این کتاب، در جوهر خود، دعوت به حفظ امکان زندگی است. (برگرفته از مقدمهٔ فاطمه صادقی) 🆔 @mmaljoo
فیلم کوتاه «پری» نویسنده و کارگردان: زکریا هاشمی موسیقی: اسفندیار منفردزاده بازیگران: سهیلا زراتی، زکریا هاشمی و مهدی فخیمزاده و با شرکت بچههای قلعه محمدعلیخان و اهالی قلعه امینآباد. *محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۵۱.
سخنرانی بهرام بیضایی در شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته شبِ سوم، ۲۰ مهر ۱۳۵۶، تهران. *بیضایی در این سخنرانی سانسور را تنها منحصر به دولت نمیداند و به این نکته اشاره میکند که میتوان افکار عمومی را همواره در سطحی قرار داد که خودِ اين وضعيت مانع رشد فرهنگی شود و خودِ افکار عمومی نيز در زمانهايی نقش سدی را در برابر تحول ايدهها و افکار مترقی بازی کنند.
«حاجیبابا و میرزا ابوالحسن خان ــ یک معما» نوشته هنری ب. مکنزی جانستن ترجمه کریم امامی *نامه فرهنگستان، دوره ۱، شماره ۴، زمستان ۱۳۷۴، ص ۱۴۳-۱۵۶.

جواد صفینژاد امروز در سن ۹۶ سالگی درگذشت. صفینژاد یکی از بهترین پژوهشگرانِ موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی بود و همراه با نادر افشار نادری، بخش مطالعات عشایری را در موسسه ایجاد کرد. نوشتههای او در موضوع مردمشناسی، ایلات و عشایر، شیوههای سنتی کشاورزی در ایران و بهویژه کارهای مونوگرافیک او از جمله پژوهش بینظیر «طالبآباد»، از مهمترین تحقیقات اجتماعی هستند که همچنان بعد از گذشت سالها خط به خط آنها خواندنی و ارزشمند است. با مرگ صفینژاد، آخرین ریسمانِ زنده اتصال ما به سالهای درخشان موسسه و علوماجتماعی دهه ۴۰ و ۵۰ قطع شد.
از پوشیدهگویی تا روشنگویی محمد مختاری *فرهنگ توسعه، خرداد و تیر ۱۳۷۵ شماره ۲۳.

«کتابی که به تازگی در ایران توسط نشر ثالث منتشر شده خاطرات ده سال زندگی شوشا گاپی در پاریس در دههی پنجاه میلادی است. ده سال زندگی تمامعیار روشنفکری و پویایی که چنان در نهر جانش تهنشین میشود که پاریس برای او نه یک شهر بلکه نوعی طیالارض و فلسفهی ذهن میشود که تا آخر عمر با وی میماند. شمسی عصار متولد ۱۳۱۴ شمسی در تهران، فرزند کاظم عصار از روحانیون مترقی و صاحب کرسیِ استادیِ فلسفه در دانشگاه تهران بود. آن روزها روحانی بودن الزاماً به ترویج جزماندیشی در جامعه نمیانجامید اما محدودیتهایی را، بهویژه برای زنان خانواده، پیش میآورد. در دوران کودکی، بهرغم اشتیاق شوشا به یادگیری موسیقی، او را از نواختن ویولون منع میکنند و از سیزده سالگی بازی کردن در نمایشنامههای مدرسه نیز برایش ممنوع میشود. در شانزده سالگی وقتی پدرش او را برای ادامهی تحصیل روانهی فرانسه میکند، در واقع او میرود تا آزاد و رها به تماشاگری و بازیگری در تئاترهای غربی مشغول شود، آوازهای ممنوعهای را بشنود و بخواند که پیشتر از بلندگوی بوقی رادیوی دایی جانش شنیده بود.» aasoo.org/fa/books/3738 @NashrAasoo🔻

شمسی عصار (شوشا گاپی) دو کتاب بسیار خواندنی خاطرات هم دارد که هر دو به فارسی ترجمه شدهاند. «دختری ایرانی روی مرز» خاطرات او از دورانی است که هنوز در ایران زندگی میکند و «دختری ایرانی در پاریس» خاطرات او از دوران زندگی و تحصیلش در فرانسه است.
اجرای «لر بچه» و «بارون بارونه» از شمسی عصار ملقب به شوشا گاپی در مستند «مردمان باد» به کارگردانی آنتونی هوارث و دیوید کاف (۱۳۵۵).
«رهآورد مینورسکی» نوشته گودرز رشتیانی، کتابی مهم در حوزه تاریخ ایرانشناسی است که نه تنها به معرفی، که به تحلیل انتقادی و مستند زندگی و آثار ولادیمیر مینورسکی -از برجستهترین ایرانشناسان مکتب روسیه- میپردازد. این کتاب حاصل پژوهشى گسترده در آرشیوهاى روسیه (بهویژه آرشیو سنتپترزبورگ) است و با رویکردی علمی، دستاوردهاى پژوهشى مینورسکی را در قلمرویی وسیع، از جغرافیاى تاریخى و مطالعات قومى تا تصحیح متون کهن، واکاوى مىکند. ساختار کتاب در چهار بخش اصلی، به شکلی نظاممند تدوین شده تا تمامی ابعاد شخصیتی و علمی مینورسکی را پوشش دهد. بخش اول روایت زندگی او، بخش دوم کارنامه پژوهشی (هسته اصلی تحلیل انتقادی)، بخش سوم نامهها، و بخش چهارم گنجینه پژوهشی مینورسکی را در بر میگیرد.
تحفه مخبری يا كار بيكاری منظومهای است از مهدیقلی هدايت ملقب به مخبرالسلطنه كه در قالب مثنوی سروده شده و اولینبار در سال ۱۳۳۳ در تهران به چاپ رسيده است. مخبرالسلطنه در اين كتاب، افكار سياسی، اجتماعی و فلسفی خود را كه حاصل مطالعات و سفرها و تجربياتش بوده، به تفصيل بيان كرده است.
آشیانه فریدون فرخزاد بوم بابا بوم بام، بابی بابا، بوم بام بابی بابا بوم بام، بی بابا بو با با با.. بوم بابا بوم بام، بابی بابا، بوم بام بابی بابا بوم بام بام... تا از آشیانه، سویت پر بگیرم از بندم رها ساز، تا از غم نمیرم این آواز غمهاست بر روی ِ لب ِ من یا آوازی تنهاست همگام ِ شب ِ من به تمنای سخن تو، سوی ِ تو میآیم به رَهَت باز این چه سخن باشد که شکوفَد در دل ِ هر آواز

حاج سیاح و میرزا رضا کرمانی در زندانِ قزوین در زیرزمینِ عمارت نادری سال ۱۲۶۹ش. به دستور ناصرالدینشاه زندانی و تحتِ شکنجه قرار گرفتند. شش سال بعد در ۱۱ اردیبهشتِ ۱۲۷۵ ناصرالدینشاه در امامزاده حمزه به دستِ میرزا رضا کرمانی ترور شد. از خاطرات حاج سیاح: عکاسی که آمده بود روسی بود به زبان روسی گفت: «ای خدای من» من دنباله حرف او را گرفتم و به روسی گفتم: «یا ما را خلاص کن یا مرگ بده» او متحیر شد که چه تقصیر کردهاید؟ گفتم تقصیر ما این است که قانون خواستهایم. پس من و میرزا رضا در حالی که به یک زنجیر بسته و از هر یک یک پا در خلیلی بود عکس برداشتند. نایب رضاقلی هم در پشت سر ایستاده بود. میرزا رضا گفت: «عکس برداشتند که محبوسین را بکشند؟» من گفتم ظن من این است که نمیکشند. به هر حال همه محبوسین مضطرب بودند.