از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.

ای بیخانه، ای بیآسمان، ای بیسقف، ای بیزمین! ای سایهنشینِ تنگ دستِ این عصرِ تنگدل ای شاعر نسلی تهیدست گورت کجاست تا که به مدد عشق تو را از اعماق آن بیرون کشم؟ گورِ ابدی اسماعیل شاهرودی بهشتزهرا شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲

قصه ماتم دجال داستان غم هر روز من است. و من، ای صبح (که هرگز نه بهکام دلم از کوه سحر سر زدهای) دیرگاهیست که دیوانه دیدار تو هستم، اما روز هر روز تو آلوده به خواب به سراغِ دل دیوانه من آمدهای. اسماعیل شاهرودی تهران / اسفند ۱۳۴۴
جایِ آن دارد که چندی همرهِ صحرا بگیرم سنگِ خارا را گواهِ این دلِ شیدا بگیرم مو به مو دارم سخنها نکتهها از انجمنها بشنو ای سنگِ بیابان بشنوید ای باد و باران با شما همرازم اکنون با شما دمسازم اکنون.. سنگِ خارا مرضیه

یدالله رویایی و اسماعیل شاهرودی در مراسم تدفینِ فروغ فرخزاد ۲۶ بهمنِ ۱۳۴۵ گورستانِ ظهیرالدوله
زکریا هاشمی که در «خشت و آینه» (۱۳۴۳) نقش هاشم را بازی میکند، در داستان «طوطی» هم که خود سالِ ۱۳۴۸ منتشر کرده است، بار دیگر هاشم شخصیت اصلی و راوی داستان اینبار به روایتِ زندگی خود در شهر نو و روسپیخانههایِ آن میپردازد. بینِ هاشم خشت و آینه تا هاشم طوطی، اشتراکهایِ جالبی وجود دارد.
از کفم رها با صدایِ سیما بینا آهنگسازی محمدرضا لطفی و تصنیفی از عارف قزوینی رویِ دوم نوار چاووش ۸
زندگی خوش کوتاه فرنسیس مکومبر شش داستان کوتاه از ارنست همینگوی با یک مقدمه بلند از ابراهیم گلستان چاپخانه دانشگاه بهمن ۱۳۲۸
بَس که ما دنبالِ زندگی دَویدیم بُریدیم کهِ.. زندگی از هایده (۱۳۶۴) ترانهسرا بیژن سمندر آهنگساز صادق نوجوکی
«نقد و تحلیل جباریت» اثر مانس اشپربر با ترجمه کریم قصیم که چاپ و بازچاپ آن در سالهایِ ۶۳ و ۶۴ باعث تعطیل شدنِ انتشارات دماوند و بازداشت سیما کوبان مدیر انتشارات شد.
فیل (۱۹۵۷) نوشته: سلاومیر مروژک ترجمه: فخری گلستان انتشارات روزن/۱۳۴۶ مدیر باغوحش ثابت کرد آدم نوکیسهای است. او از جانوارنش بهعنوان پلههایِ ترقی شغلی استفاده میکرد و نسبت به اهمیت آموزشی موسسه خود بیتفاوت بود. در باغوحش او، زرافه گردن کوتاهی داشت؛ گورکن پوزه نداشت و طوطیهای جیغ جیغو همه علاقهشان را از دست داده بودند. یا جیغ نمیکشیدند یا با بیمیلی –آن هم به ندرت– جیغ میکشیدند. این جور کمکاریها اصلاً مجاز نبود، خصوصاً به این دلیل که گروههایی از بچه مدرسهایها برای بازدید به آنجا میآمدند. باغوحش توی یکی از شهرستانها قرار داشت و جای بعضی حیوانات مهم مثل فیل خالی بود. سه هزار خرگوش هم جای خالی این غول را پر نمیکرد. خب، از آنجا که مملکت پیشرفت کرده بود این کمبودها با روشهایِ برنامهریزی شده جبران میشد. به مناسبت ۲۲ ژوئیه سالگرد آزادی کشور، باغوحش اعلام کرد که فیلی را خواهد آورد. همه کارکنان که خود را وقف کارشان کرده بودند خوشحال شدند. خوشحالی آنها از شنیدن خبر نامهای که رئیس به ورشو فرستاده بود بیشتر شد که در آن نامه از پذیرش تخصیص بودجه خودداری شده بود و در عوض تهیه فیل از راه مقرون به صرفه را پیشنهاد کرده بود..

جلال آلاحمد، فخری گلستان، سیمین دانشور و ابراهیم گلستان *سفر به شمال، خرداد ۱۳۴۰

جایابی باقر پرهام در جریان چپ در تاریخ معاصر ایران نه در چپ محفلی یا حزبی و ایدئولوژیک و مشخصاً بلوک شوروی، بلکه یک جایگاه انتقادی و دموکراتیک دارد. برای او چپ در مبارزه با امپریالیسم خلاصه نمیشود، بلکه چپ یک جریان انتقادی با خواست آزادی و دموکراسی برای نفی اقتدارگرایی است. برای پرهام مبارزه با اقتدارگرایی در داخل و تلاش برایِ تحقق آزادی و دموکراسی و نجاتِ زندگی انسان ایرانی از باتلاق استبداد و خفقان (هر شکلی از خفقان؛ از دولتی تا دینی/ایدئولوژیک و..)، از مبارزه با امپریالیسم به مراتب نه فقط مهمتر بلکه اولویت داشت؛ اولویتی که امروز نیز همچنان ضرورت دارد. *توضیح عکس: از راست: محمد مختاری، محسن یلفانی، باقر پرهام، احمد شاملو، غلامحسین ساعدی و اسماعیل خویی.