از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
اگر خبری از آموزش و تغییرات اجتماعی و فرهنگی نباشد، هیچ انقلاب سیاسی نمیتواند این جامعه را به جلو ببرد؛ امکانِ بازتولید اقتدارگرایی از دل همین جامعه بیرون میآید که ذهنیت آن -در لایههایِ مختلف- همچنان واپسگراست؛ این برخورد وحشیانه با افغانستانیها نمونهای از همین ذهنیت است. در جامعهای که هنوز امکان پذیرش دیگری به واسطه ملیتش وجود ندارد و تقریباً هیچ شکلی از فهم و رواداری به یک انسان دیگر فارغ از هویت/شناسنامه او وجود ندارد، نسخه پیچیدنهایِ سیاسی زیبا برایِ آن مشمئزکننده است. واقعیت این جامعه همانِ خواست بازگشت دوباره به نظام ارباب-رعیتی است.

تصنیف «شوستر» از عارف قزوینی هنگام اخراج مورگان شوستر آمریکایی از ایران: ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود جان نثارش کن و مگذار که مهمان برود گر رود شوستر از ایران رود ایران بر باد ای جوانان مگذارید که ایران برود ننگ تاریخی عالم شود افسانه ما بگذاریم اگر شوستر از ایران برود
آتشی در نیستان: مقدمه و تصنیف، ساخته شهرام ناظری، شعر از مجذوب تبریزی. شعله تا سرگرم کار خویش شد هر نیی شمعِ مزار خویش شد نی به آتش گفت کاین آشوب چیست مر تُرا زین سوختن مطلوب چیست گفت آتش بیسبب نفروختم دعوی بیمعنیات را سوختم زانکه میگفتی نیام با صد نمود همچنان دربند خود بودی که بود
![«یادی از روزهایِ رفته» خاطرات حسن مشرف نفیسی یکی از بهترین آثار برایِ شناخت دوره پهلوی از آغاز تا پایان دهه ۴۰ است و بیشمار جزئیات مهم بهویژه از وقایع دهه ۲۰ دارد که در کمتر نوشتهای پیدا میشود؛ همچنین درباره شخصِ شاه که نفیسی نسبت به شخصیت و تواناییهایِ او بهشدت بدبین است. حسن نفیسی مینویسد: «هر موقعی که از محضر او [محمدرضا پهلوی] دور میشدم، از خودم میپرسیدم که آیا هنوز به همان بدبینی سابق هستم یا خیر. جواب میدادم نه تنها در بدبینی اولیه پایدار هستم، بلکه در این ملاقات بر شدت آن افزوده شده است». نفیسی شاه را به «تصویر دوریان گری» (رمان گوتیک فلسفی) نوشته اسکار وایلد تشبیه میکند که به مرور که مرتکب اعمال ناشایسته میشد، تصویرش تغییر قیافه میداد و کریهتر میشد. به بیان نفیسی شاه بهتدریج در دورویی و تزویر مهارت کسب میکرد و اطرافیانِ خود را از افراد «سفله» برمیگزید.
*یادی از روزهایِ رفته؛ خاطرات حسن مشرف نفیسی، به کوشش منصوره اتحادیه (نظام مافی)، نشر تاریخ ایران (۱۳۹۷).](/_next/image?url=https%3A%2F%2Fmedia.batarikh.xyz%2F-1001260717766%2F738.jpg&w=3840&q=75)
«یادی از روزهایِ رفته» خاطرات حسن مشرف نفیسی یکی از بهترین آثار برایِ شناخت دوره پهلوی از آغاز تا پایان دهه ۴۰ است و بیشمار جزئیات مهم بهویژه از وقایع دهه ۲۰ دارد که در کمتر نوشتهای پیدا میشود؛ همچنین درباره شخصِ شاه که نفیسی نسبت به شخصیت و تواناییهایِ او بهشدت بدبین است. حسن نفیسی مینویسد: «هر موقعی که از محضر او [محمدرضا پهلوی] دور میشدم، از خودم میپرسیدم که آیا هنوز به همان بدبینی سابق هستم یا خیر. جواب میدادم نه تنها در بدبینی اولیه پایدار هستم، بلکه در این ملاقات بر شدت آن افزوده شده است». نفیسی شاه را به «تصویر دوریان گری» (رمان گوتیک فلسفی) نوشته اسکار وایلد تشبیه میکند که به مرور که مرتکب اعمال ناشایسته میشد، تصویرش تغییر قیافه میداد و کریهتر میشد. به بیان نفیسی شاه بهتدریج در دورویی و تزویر مهارت کسب میکرد و اطرافیانِ خود را از افراد «سفله» برمیگزید. *یادی از روزهایِ رفته؛ خاطرات حسن مشرف نفیسی، به کوشش منصوره اتحادیه (نظام مافی)، نشر تاریخ ایران (۱۳۹۷).

دخالت دولت در اقتصاد دو رساله از احمد متیندفتری بهکوشش حسن رجبیفرد (نشر شیرازه) هرچند بحث درباره میزان، حوزه و گستره مداخله دولت در اقتصاد در دهه ۱۹۷۰ میلادی به یک مجادله آیینی در میان اقتصاددانان تبدیل شد، اما تجربه تقریباً سیصدساله این دست مباحث حکایت از آن دارد که همه کشورهایِ جهان همواره بیشتر بر اساس نیازِ وقت کشورشان و تشخیص نخبگان خود به راهحلهایی روی آوردند که آمیزهای از مداخلهگری دولت در اقتصاد و رهاسازی امور اقتصادی به دست بازار بودهاست. دو رسالهای که در این کتاب از احمد متیندفتری منتشر میشوند نیز از قاعده فوق مستثنی نیستند. استدلالهایِ وی در رساله اول برایِ انتخاب یک مسیر مناسب با وضع وقتِ ایران مؤید استقلال رأی وی از کلانروایتهایِ اقتصادی هستند و موضعگیریِ وی به نفع واگذاری صنایع دولتی به بخش خصوصی در رساله دوم نیز حاصل تجربهایست بیستساله از روند فعالیت اقتصادی در ایرانِ دوران رضاشاه. در کنار این مباحث اقتصادی، خاطراتی از تلاش و تکاپویِ متیندفتری در دوران کوتاه نخستوزیریاش در فاصله آبان ۱۳۱۸ و تیر ۱۳۱۹ ـ که بخشی از رساله دوم را تشکیل میدهند ـ شناختی را نیز در بابِ تاریخ سیاسیِ ایران در این سالها امکانپذیر میسازد.
آن که خیال بافت و آن که عمل کرد ساخته مرتضی ممیز نویسنده: نادر ابراهیمی موزیک: شیدا قرچهداغی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (۱۳۵۰)

مجتبی مینوی در لندن (۱۹۳۱) به ولادیمیر مینورسکی میگوید: «حسن تقیزاده گفته که به اعتقاد سردنیسنراس علم چیزی نیست جز شناختن کتب مرجع؛ و همین قدر که بدانی هر مطلبی را در کدام کتاب بجویی همه علوم را داری». و مینورسکی در جواب میگوید: «بله آقاجان، ولی به شرط اینکه بتوانی از آن مطلبی که مییابی استفاده کنی». *«دفتری برای ایران؛ نامههایِ فارسی به ولادیمیر مینورسکی» به کوشش گودرز رشتیانی، ۱۳۹۸.

باقر کاظمی ایستاده از راست، در کنار علیاکبر سیاسی و نصرالله انتظام، در هنگام امضایِ منشور ملل متحد توسط مصطفی عدل؛ نماینده ایران در کنفرانس سان فرانسیسکو، آوریل ۱۹۴۵.
مستند ۹۰ دقیقهای «خانه خدا» (۱۳۴۵) نویسنده: ابراهیم گلستان کارگردان: ابوالقاسم رضایی و جلال مقدم فیلمبردار: احمد شیرازی، نعمت حقیقی، محمود ایثاری و عباس دستمالچی گویندگان: اسدالله پیمان و محمود سعادت تدوین: ابراهیم گلستان *مستند «خانه خدا» بهعنوان اولین مستند جدی ایران و به باور بسیاری، کاملترین سند سینمایی جهان درباره مناسک حج -تا زمان ساخت فیلم- شناخته میشود.
این دو روز خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که نکتهای در رایدادن و وارد این بازی شدن نیست؛ با رایدادن چیزی درست نمیشه، حرف پروانه اسکندری درسته.

«بهمن محصص را من از سالهایِ ۳۰-۱۳۳۱ میشناسم. به معرفتی مداوم. در حضر و سفر. و این البته که محمل انسی است. اما علاوه بر این انس همینجوری هم دوستش دارم. چون گرم است. باسواد است و مهمتر از اینها، برایِ خودش فنومنی است. یک رشتیِ ایتالیایی شده! و چنین فنومنی را گمان نمیکنم هیچکس دیگر -از هیچ جایِ دیگر- و در هیچ تاریخِ دیگر دیده باشد». *ارزیابی شتابزده، جلال آلاحمد (کتاب زمان، ۱۳۴۳).

«قضیه شکل اول، شکل دوم» بهترین ساخته کیارستمی است و خیلی دقیق و هوشمندانه نشان میدهد (یکسال بعد از انقلاب ۵۷) که چهطور ذهنیت آدمها میتواند تحتتاثیر جو حاکم و ایدئولوژی غالب شکل بگیرد و «حقیقت» همانی میشود که ایدئولوژی و خواست قدرت میخواهد؛ کاری که در این ۴۵ سال انجام داد.

در زندگی طوفانی حسن تقیزاده امروز (۲ تیر) -به قولِ خودش- یومالتوپ است که میشود دوم سَرَطان یا «ضرب حکومت» و «واقعه ارتجاعیه»؛ که در آن لیاخوف به دستور محمدعلیشاه از خجالت مجلس اول شورایِ ملی درآمد. پس از تخریب مجلس، بسیاری از مشروطهخواهان دستگیر و چهار نفر نیز اعدام شدند.
«یک آتش» به کارگردانی ابراهیم گلستان در فاصله سالهای ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۱ ساخته شده است. این فیلم روایتی از مهار یکی از بزرگترین آتشسوزیهای چاههای نفت در اهواز است (خاموش کردن آن ۶۵ روز طول کشید). «یک آتش» اولین تجربه فیلمبرداری شاهرخ گلستان و اولین تجربه فروغ فرخزاد در تدوین فیلم است. «یک آتش» در اردیبهشت ۱۳۴۰ در کانون فیلم تهران به نمایش درآمد و در همان سال در جشنواره ونیز نیز نمایش داده شد. ابراهیم گلستان در اردیبهشت ۱۳۴۰ پس از نمایش فیلم در کانون فیلم تهران گفت: «اکنون فیلم «یک آتش» از من جداست و من و دوستانم که آن را ساختیم دیگر به آن نمیاندیشیم. خوب یا بد تمام شده است، ما آن را برای تجربه ساختیم. ما میدانستیم که تصاویر ما گویای واقعهای گیراست و میخواستیم روی این مشخصه یا مزیت تکیه نکرده باشیم. بسیار چاههای نفت آتش گرفته بود و از بسیاری آتشها فیلم ساخته بودند و ما میخواستیم حالتی و فضایی دیگر بسازیم، برای همین مدتها معطل شدیم تا آن را ساختیم. اکنون تماشای قوسوقزحی که بر آدریاتیک کمانه کشیده، از هر جایزه و پاداشی خوشتر است».