از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
و رفته رفت و رفتگان همه رفتند؛ اما ما، زندانیانِ خانه و اشیاء تصدیق میکنیم که نرفتیم. *اسماعیل شاهرودی
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب پنجم: باقر مومنی اسماعیل شاهرودی سعید سلطانپور اورنگ خضرایی علی موسوی گرمارودی *سلطانپور صحبتهایِ خود را با این جمله آغاز میکند: «سلام شكستگان سالهایِ سیاه، تشنگانِ آزادی، خواهران و برادارانم، سلام».
دباره کتاب «سینما جهنم؛ شش گزارش درباره آدمسوزی در سینما رکس» نوشته کریم نیکونظر جهنم در سینما حمیدرضا یوسفی https://globisreview.com/fa/?p=1113
چون زلف نگاری ای شب بس تیره و تاری ای شب پایان تو نداری ای شب.. برایِ امروز و همه شبهایی که پایان ندارند..
امروز سالروز به قتل رسیدنِ احمد کسروی است. کسروی در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ و در سن ۵۵ سالگی، در اتاق بازپرسی ساختمان کاخ دادگستری تهران «به ضرب گلوله و ۲۷ ضربه چاقو» توسط افراد گروه «فدائیان اسلام» ترور شد. به گفته محمد امینی پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: «جامعهای که در برابر اقدام تروریستی فدائیان اسلام سکوت کرد، تاوان آن را بعدتر پرداخت». شاید بهترین پژوهش تاریخی درباره چرایی و چگونگی به قتل رسیدنِ کسروی، نوشته ناصر پاکدامن با عنوان «قتلِ کسروی» باشد. پاکدامن در این کتاب با تکیه بر مدارک و اسناد موجود به قتلِ کسروی و شرایط اجتماعی و تاریخی آن دوره میپردازد. پاکدامن کتاب را با این جمله آغاز میکند: «پرونده قتل کسروی همچنان گشوده است. همه کسانی که استقرار جامعهای بر پایه عدل و داد و آزادی و برابری را در ایران خواهانند، میباید رسیدگی مجدد به پرونده قتل کسروی را خواستار شوند. تا این ظلم بزرگ برجاست، کجا میتوان از داد و دادگستری سخن گفت؟»
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب چهارم: غلامحسين ساعدی هوشنگ ابتهاج مفتون امينی حسين منزوی عظيم خليلی عليرضا نوریزاده

ولادیمیر کاساگوفسگی فرمانده نظامی روسیه بین سالهایِ ۱۸۹۶ تا ۱۸۹۸ بهعنوان رئیس آموزش سواره نظام ایرانی و فرمانده بریگارد قزاق در ایران خدمت میکرد. مجموعه یادداشتهایِ او بههنگام ماموریت در ایران، ۴ کارتن است که جمعاً چیزی حدود ۳هزار ۶۸۴ ورق بزرگ ۲۲×۳۴ سانتیمتر همراه با ۱۳۷ نامه و ۴۲۲ برگ سند است. از این مقدار تنها بخش کوچکی از یادداشتهایِ او در سال ۱۹۵۳ از سویِ انجمن علمی خاورشناسی شوروی منتشر شد که در سال ۱۳۴۴ نیز توسط عباسقلی جلی برایِ اولینبار از زبان روسی به فارسی ترجمه شد. مهمترین بخش یادداشتهایِ کاساگوفسکی به کشتهشدن ناصرالدینشاه و تشریفات ورود مظفرالدینشاه به تهران و همچنین نکات خواندنی از زندگی امینالسلطان اختصاص دارد. خاطرات کاساگوفسکی بعد از سالها با عنوان «خاطرات کلنل کاساگوفسکی» با ویرایش و حروفچینی جدید در سال ۱۴۰۱ از سویِ انتشارات اساطیر منتشر شد. *کاساگوفسکی در سپتامبر ۱۹۱۸ توسط بلشویکها در خانه خود در پوگوستیخا در استان نووگورود تیرباران شد.
مسئله اصلی داریوش همایون در «صد سال کشاکش با تجدد» این است که چهطور کار ما از جنبش مشروطیت به انقلاب اسلامی در سال ۵۷ رسید؟ آیا راه دیگری برایِ تحقق دموکراسی و آزادی و مبارزه با استبداد وجود نداشت و چرا میل به تجدد و دگرگونی اجتماعی و سیاسی که از مشروطیت آغاز شد نهایتاً به برآمدنِ یک گفتمان دینی انجامید که تماماً خصلتِ واپسگرایی دارد و با طبیعت مدرنیته و دنیایِ مدرن جور در نمیآید؟ در این کتاب که سال ۲۰۰۶ منتشر میشود؛ یعنی پنج سال پیش از درگذشت داریوش همایون، تقریباً تمام کوشش نظری و فکری همایون در همه این سالها در کنار هم جمع شده و در این کتاب آمده است.
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب سوم: بهرام بیضایی شمس آلاحمد محمد زهری طاهره صفارزاده سیروس مشفقی فاروق امیری محمد کسیلا

مجتبی مینوی حسن تقیزاده را یکی از بنیانهایِ تاریخ ایران معرفی میکند، ولی نه فقط تقیزاده، که ایرج افشار هم یکی از این بنیانهاست. امروز ۱۸ اسفند سالگرد درگذشت ایرج افشار است. *توضیح عکس: ایرج افشار، مجتبی مینوی و محمدتقی دانشپژوه، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران.
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب دوم: منوچهر هزارخانی محمدعلی بهمنی عمران صلاحی م. آزرم (نعمت میرزازاده) کاظم سادات اشکوری
اولین روز جهانی زن (۸ مارس) بعد از انقلاب ۵۷ به روایت هما ناطق *خودانتقادی هما ناطق از مواضعی که پیرامون زنان در ایام انقلاب و تظاهرات زنان در ۱۷ اسفند ۱۳۵۷ داشت.
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب اول: رحمتالله مقدم مراغهای سیمین دانشور مهدی اخوان ثالث سیاوش مطهری تقی هنرور شجاعی منصور اوجی
«کارنامه و زمانه میرزارضا کرمانی» اثر هما ناطق یک تکنگاری خواندنی از میرزارضا کرمانی قاتل ناصرالدینشاه قاجار است. ناطق در بخش اول کتاب به زندگی میرزارضا میپردازد و همزمان اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی ایران را نیز مورد بررسی قرار میدهد. سپس به انگیزه میرزا برایِ قتل شاه قاجار و نقش سیدجمالالدین اسدآبادی در این ترور میپردازد و نهایتاً ترور شاه و اعدام میرزا را بررسی میکند. بخش دوم کتاب شامل مجموعهای از منابع دست اول از جمله صورتهایِ استنطاق با خانواده میرزا و خودِ او و همچنین برخی از نامهنگاریهایِ میرزا با دوستانش و متن این نامهها، نظر فراشباشی و برخی اهالی شاهعبدالعظیم که در هنگام اسکانِ میرزا در ری با او معاشرت داشتند و نهایتاً نظر سیدجمالالدین اسدآبادی (مصاحبه با یک خبرنگار آلمانی) در مورد میرزا و قتل شاه از منابع مهم این بخش است. متن کامل صورتجلسه استنطاق از میرزا در این بخش نکتههایِ بسیار خواندنی دارد و نشان میدهد که میرزا برایِ انجام کار خود ایدههایِ مهمی داشته و تنها کنندهکار برایِ پیادهسازی یک نقشه از پیش طراحیشده نبوده است. میرزا در دفاع از شاهکشی در پاسخ به مستنطق که میخواست اشخاص همدستش را افشا کند، میگوید: «.. همعقیده من در این شهر و مملکت بسیار است. در میان علما بسیار، در میان وزرا بسیار، در میان امرا بسیار، در میان تجار و کسبه بسیار، در میان جمیع طبقات بسیار هستند..»
راهآهن؛ فصلِ جدیدی از تاریخ جابهجایی در ایران یکی از مهمترین میراث به جای مانده از دوره رضاشاه، احداث «راهآهن سراسری» است که ایرانیان از همان سالهایِ پایانی دوره قاجار، در آرزویِ دستیابی و رسیدن به آن بودند. کار احداث راهآهن در دوره پهلوی از سالِ ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۷ بهطول انجامید و درباره ایده ساخت و چگونگی پیادهسازی و بهویژه تاثیرات گوناگون آن بحثهایِ بسیار زیادی وجود دارد. میکیا کویاگی استاد تاریخ مدرن در دانشگاه تگزاس، در کتاب «ایران در حرکت: جابهجایی، فضا و راهآهن سراسری ایران» روایت تاریخی دقیقی از ساخت راهآهن در ایران ارائه میدهد که بدونِ شک یکی از کاملترین روایتها تا به امروز درباره ماجرایِ احداث راهآهن در ایران است. کویاگی در روایت خود به این موضوع میپردازد که خواستِ ایجاد راهآهن سالها پیش از احداث در دوره پهلوی اول، در نیمه دوم قرن ۱۹ خواستِ بسیاری از نیروهایِ اجتماعی و تحولخواه و حتی مشخصاً نیروهایِ خارجی که عملاً در قلمرو سرزمینی ایران حضور پررنگی داشتند بود. برایِ انگلستان راهآهن میتوانست در امتداد توسعه شبکههایِ زیرساختی در هند باشد و یا برایِ روسیه ساخت راهآهن این امکان را فراهم میکرد که علاوه بر اینکه بتواند در نقاط مختلف ایران حضور فعالتری داشته باشد تا بازارهایِ مالی ایران را از آنِ خود کند، تهدید مستقیمی نیز برایِ حضور و پیشروی بیشتر انگلستان در منطقه و مشخصاً جغرافیایِ ایران بود. اما به دلایلِ مختلف ساخت راهآهن در سالهایِ پایانی دوره قاجار تحقق پیدا نکرد و هیچ یک از این دو نیرویِ خارجی نتوانستند به خواستهایِ خود دست پیدا کنند و احداث راهآهن سالها بعد پس از رویِ کار آمدنِ دودمان پهلوی و به سلطنت رسیدن رضاشاه پهلوی امکانپذیر شد. در بیشتر تاریخنگاریهایِ دوره پهلوی از راهآهن بهعنوان یک فناوری صنعتی مدرن یاد میشود که به یکپارچگی و انسجام سیاسی که خواست دولت پهلوی و شخص رضاشاه بود، کمک کرد؛ در واقع راهآهن یک پیشرفت ملی در امتداد پروژه دولتسازی پهلوی و یکی از دستاوردهایِ مهم آن معرفی میشود که رضاشاه با اتکا به آن توانست حکمرانی حداکثری و گسترده خود را بر تمام نقاط ایران امکانپذیر سازد. در روایت تاریخی کویاگی اما موضوع ساخت راهآهن نه فقط در پیوند با پروژه سیاسی دولتسازی و خواستِ یکپارچگی سرزمینی، بلکه بیشتر با مقوله ضرورتِ جابهجایی و امکانهایِ آن گره خورده است. به زعم کویاگی «پروژه راهآهن سراسری ایران در عوضِ آنکه صرفاً یکپارچگی ایران را تقویت کرده باشد، به جابهجاییهایِ ملت ایران ساختاری دوباره داد. راهآهن مسیرهایِ حرکت مردم و کالاها را عوض کرد، جغرافیایِ محلی، ملی و فراملی را به هم متصل و همچنین از هم جدا نمود». در واقع در روایت میکیا کویاگی موضوع تنها ساخت راهآهن بهعنوان یکی از پروژههایِ دولت ملی نیست، بلکه تاکید او بیشتر بر روایت تاریخ جابهجایی و گسترش ایدههایِ فضامحور است؛ که تغییر فضا -تخیل درباره آن- در جهت جابهجایی و حرکت افراد، چگونه زندگی روزمره ایرانیان در ابعاد مختلف اجتماعی/فرهنگی تا اقتصادی را دگرگون کرد و شکل دیگری از زندگی را برایِ آنها به واسطه جابهجایی گسترده فراهم ساخت. *«ایران در حرکت: جابهجایی، فضا و راهآهن سراسری ایران» نوشته میکیا کویاگی با ترجمه ابراهیم اسکافی، نشر شیرازه. https://ibb.co/B4p81R4
در آلبوم نینوا شاهکار حسین علیزاده که در آن نی نقش راوی را ایفا میکند (نوایِ نی)، تکنوازی نی از جمشید عندلیبی است که دیروز در سن ۶۶ سالگی در تهران درگذشت.